Feb 20

این مجموعه شامل 46 سی دی از بزرگترین کارهای ضبط شده آثار برامس می باشد که در قالب 3 DVD گنجانده شده است. کیفیت آلبوم ها بسیار بالاست (APE) و یکی از مجموعه های ارزشمند در زمینه موسیقی کلاسیک می باشد.

تعداد دی وی دی :3

فرمت : APE

قیمت : 3950  تومان

 

برامس 

 

این مجموعه شامل 46 سی دی از بزرگترین کارهای ضبط شده آثار برامس می باشد که در قالب 3 DVD گنجانده شده است. کیفیت آلبوم ها بسیار بالاست (APE) و یکی از مجموعه های ارزشمند در زمینه موسیقی کلاسیک می باشد.

 

 

 

Feb 20

 

موسیقی پیانویی

سه سونات، والس‌ها، رقصهای مجار، چهار بالاد، راپسودی‌ها، هفت فانتزی، سه اینترمتسو، واریاسیویی برروی تم‌های شومان، پاگانینی و هندل. موسیقی پیانویی برامس حاوی گرمی احساس، هارمونی غنی و قوی رمانتیک هاست ولی در بیانی کلاسیک.

  • آثار مجلسی

 موسیقی آوازی

حدود ۲۶۰ لید و تعداد زیادی تنظیم آهنگهای محلی آلمانی، ازمهم‌ترین لیدهای برامس «چهار آواز جدی»، «رکوئیم آلمانی» راپسودی برای صدای آلتور را می‌توان نام برد.

  • آثار ارکستری (سازگانی)

 موسیقی مجلسی

اصولا آهنگسازان رمانتیک توجه چندانی به نوشتن موسیقی مجلسی نداشتند و فقط در آثار برامس بود که موسیقی مجلسی ارزش فوق العاده‌ای یافت، تا حدی که می‌توان او را جانشین بتهون تلقی کرد.

Feb 20

نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
این موسیقی که جدالی است زیبا میان تکنواز و ارکستر، گاه تا نا دیده انگاشته شدن تکنواز و گاه با بیان اندیشه های غنی توسط او، تا فراموشی وجود ارکستر به پیش می رود.

در طول موومان اول ، اندیشه های رویاگونه توسط تکنواز بسط و گسترش می یابد و تا نهایت زیبایی خود به پیش می روند. این ملودی آرام و موقر گاه با نواختن آکوردهایی سرکش و گاهی با تریل های پیاپی توسط تکنواز منتهی به جدالی دوباره میان تکنواز و ارکستر می گردد که زیباترین لحظات موسیقی زاییده دقایق این رویارویی است.

جهش های سریع و متوالی تکنواز در میانه موومان اول، تداعی کننده نهایت کوشش هایی است که شخصی برای یافتن گم گشته اش می نماید. ترموله های تریوله این بخش که ابتدا ویلون آلتو ها آغاز گر آن هستند و سپس توسط کل گروه زهی های ارکستر نواخته می شوند، احساس اضطراب گونه ای را در این فضا به شنونده منتقل می سازند.این قسمت کوتاه از اثر، که از نگاه زیبایی شناسایی و آهنگسازی در نهایت سطح استادی مصنف است، به تنهایی بیانگر نبوغی است که پشتوانه تصنیف این اثر گشته است.

در تار و پود اولین موومان همواره نوعی حس نا آشنایی وغربت عمیق به گوش می رسد اما با استادی مصنف، شنونده هیچگاه از دنبال کردن اثردلزده نمی شود، بلکه همواره نوعی پیوند درونی را با آن برقرار می سازد.

نبوغ مصنف این اثر تا به درجه ای از کمال پیش می رود که نه تنها ستیز تکنواز و ارکستر را به تصویر می کشد، بلکه "احساسات متضاد" بشری را نیز به رویارویی با یکدیگر فرا می خواند. نکته جالب اینجاست که در پایان موومان نخست هیچ یک از این دو رقیب بر دیگری پیروز نمی گردند، بلکه این شنونده است که با گذر و تجربه موفق احساساتی متضاد همچون: آرامش و تلاطم، روشنی رویا و تیرگی یاس موجود در این اثر، پیروز از میدان باز می آید.

کنسرتو برای ویولن و ارکستر اپوس شماره 77 در" ر- ماژور" اثر یوهان برامس را می توان کنسرتویی ساختار شکن نامید. این کنسرتو که در سال 1878 میلادی تصنیف شده است، اولین بار در سال 1879 توسط ویولنیست مشهور یواخیم اجرا شد. پیشتر نیز، برامس در زمان تصنیف این اثر از راهنمایی های فنی یواخیم بهره جسته بود.

همانطور که در تاریخ موسیقی شاهدیم، این کنسرتو ویلون در زمان اولین اجرا با واکنش سرد شنوندگانش روبرو شد و این یواخیم بود که با تلاش خود و اجرای چندین ساله این اثر توانست این اثر را از فراموشی برهاند. شاید بتوان دلایل عدم استقبال شنوندگان در اولین اجرا را اینگونه بیان کرد:

اول، ساختار شکنی و ارتقا بخشیدن به روشهای مرسوم مصنفان در تصنیف کنسرتوهای ویلن آن دوره و پیشتر، توسط یوهان برامس.

 تا پیش از آن در کنسرتوهای ویلون بیشتر مرسوم بود که ارکستر نقش دنبال کننده تکنواز و یا همراهی کننده او را داشت و معمولا در ارائه موسیقی، ارکستر نقشی اینگونه هم سطح و هم تراز با تکنواز را نداشت و برامس با تصنیف چنین شاهکار بی نقصی در زمینه فرم کنسرتو ویلن، تجربه و نگاهی نو را برای اول بار در این زمینه به بوته آزمایش گذاشت.

پیشتر همانند این تجربه را، ابتدا موزار و سپس بتهوون در زمان تصنیف سونات های ویولن و پیانوی خود بکار برده بودند. بتهوون در این سونات ها، نقش پیانو را تنها به عنوان یک همراهی کننده، که نقشی تاثیرگذار در موسیقی سونات نداشت، در نظر نگرفته بود. بلکه در این سونات ها، نقش ویولن و پیانو در موسیقی، به یک اندازه ارزش داشت. در آن زمان نیز دیدگاه بیشتر آهنگسازان در تصنیف سوناتهای ویولن و پیانو بگونه ای بود که همواره به پیانو تنها به عنوان یک دنباله رو ویولن و یا ابزار همراهی کننده او، نگاه می کردند و در واقع این آهنگسازان، با استفاده از پتانسیل های اجرایی هر یک از سازها و ارائه بی نقص سونات بدین شکل، قدمی بزرگ را در جهت اعتلا و پیشرفت آن برداشتند و تلاش آنها نشانگر این نکته بود که: "موسیقی می تواند به گونه ای بسیار زیبا، حاصل از همکاری هم سطح هر یک از مجریان، در ارائه آن باشد."

دیگر علت، سطح متعالی و درحد کمال این اثرهنری است که همانند بسیاری از دیگر آثارهنری دارای این مشخصه، دستیابی و یا حتی درک آن، برای بسیاری از شنوندگان و هنرمندان آن دوره نا ممکن بود. (حتی امروزه نیز، بسیاری شنوندگان از فهم زیبایی نهفته در این اثر ناتوانند.)

جالب اینجاست که برامس تا حد امکان از فراهم آوردن زیبایی ظاهری در آثارش دوری می جست، تا جایی که گاهی به انتقاد از خود برمی خواست و اگر حاصل تصنیف اش اینگونه بود، آن اثر را غیر هنری می دانست؛ مانند سمفونی دوم این آهنگساز.

عوامل یاد شده در بالا، باعث گشته تا منتقدان برجسته موسیقی تاکنون در تمجید یا انتقاد از این اثر، تفسیرهای متفاوتی را ارائه دهند. در آن دوره، هنزلیک که از منتقدان بزرگ موسیقی هم دوران با برامس بود از مخالفان این کنسرتو بود و با انتقادات خود از این اثر، سعی داشت تا این کنسرتو نتواند در میان شنوندگان مقبول گردد. امروزه با گذشت زمانی طولانی از تصنیف این شاهکار و بارها و بارها اجرای این اثر شاهدیم که اینگونه تلاش ها بی نتیجه مانده و این اثر جایگاه خود را در میان آثار فنا ناپذیر ویولن یافته است.


کلودیو آبادو
دومین موومان این اثر، زمینه ساز فرصتی شگفت آور برای شنونده است، زیرا که در لحظات زیبای این موسیقی می تواند به شیرین ترین خاطرات خود بیندیشد. این موسیقی آرامش بخش هیچگاه از حالت توازن خود خارج نمی گردد و مصنف با نهایت استادی، در مقاطع مختلف آنرا به اوج خود رسانده و دوباره به زمزمه ای آرام بدل می سازد و در مناسب ترین زمان و در حالی که هنوز شنونده آمادگی دنبال کردن آنرا دارد به پایان می رساند.

این موومان، در عین حال که از لحاظ موسیقایی خود بخشی کامل می باشد که از دو موومان دیگر مستقل است، نقش ای بسیار موفق در زمینه آمادگی بخشیدن به ذهن شنونده برای دنبال کردن آخرین قسمت این کنسرتو ایفا می کند و به بمانند پلی مستحکم، ارتباط میان این دو موومان را بوجود می آورد.

موومان آخرین این کنسرتو که دارای ریتمی مقطع می باشد و نواختن آن مهارت خاصی را از تکنواز می طلبد، از موومان اول بسیار کوتاهتر است. از نکات جالب این موومان، بهره گیری گسترده و استادانه ای است که برامس از بادی های ارکسترکه شامل: فلوت، ابوا، کلارینت، فاگوت، هورن و ترومپت می باشد، بعمل آورده است که جذابیت خاصی را به این موسیقی بخشیده است و از دیگر رو، نشانگر شناخت دقیق مصنف در بکارگیری و ترکیب این دسته از سازهای ارکستر می باشد.

تم اصلی این قسمت که با دوبل نوازی تکنواز آغاز می گردد، بخوبی در طول این قسمت بسط می یابد. بطوریکه شنونده ای که وارد این گردونه گشته، با تکرار شدن چندین باره آن، خود همراه با این موسیقی شده و متاثر از شادی نهفته در آن می گردد. این موومان در نهایت، با نواختن دوبل های مقطع توسط تکنواز پایان می پذیرد.

Feb 20

در فروتنی برامس همین بس که روزی در جمع بسیاری از هنرمندان گفته بود "اگر من می توانستم قطعه ای مانند Hebrides Overture تصنیف کنم حاضر بودن همه کارهایم را در ازای آن بدهم". (هبریدیز جزایری است در اسکاتلند و قطعه فوق کاری است از مندلسن).

پدر برامس کشاورز بود و خود او نیز تا پایان عمر روحیه یک کشاورز داشت و شاید به همین خاطر مردی ساده و بی پیرایه بود و هرگز جاه طلبی مانع این نشد که در پایداری بر اصول زندگیش اندکی سستی کند.

برامس در پاییز سال 1848 به هنگامی که بیش از 15 سال نداشت اولین رسیتال پیانو خود را برای مردم اجرا کرد او در این برنامه یکی از کارهای شنیده نشده باخ را اجرا کرد. اجرای چنین قطعه ای برای یک نوجوان کار سنگینی بود اما او جسارت اینکار را داشت. پس از آن اجرا خیلی زود اقدام به اجرای قطعات خود به مناسبت های مختلف در شهر هامبورگ کرد. به قسمتهایی از یک والس زیبا از این نابغه موسیقی گوش کنید.

در آن هنگام شومن فعالیت های روزنامه نگاری میکرد، و در سال 1834 نهضتی را بنام موسیقیدانهای آینده (Zukunfts Musiker) براه انداخته بود و حدود 10 سال مدیریت این نهضت را می کرد که بعد ها واگنر و لیست هدایت آنرا بعهده گرفتند. یواخیم نوازنده چیره دست ویلن و دوست نزدیک برامس (که برامس همواره آروزی داشتن توانایی او در نوازندگی پیانو را داشت) عضو فعال این نهضت بود. یواخیم برای کمک به برامس، طی یک نامه وی را به لیست که در دربار آلتن بورگ (قصری در نزدیکی Bamberg یکی از پایتخت های قدیم آلمان) کار میکرد، معرفی کرد.

برامس به آنجا رفت و لیست نتوانست از او تمجید و ستایش نکند، اما او از زرق و برق و سیاست بازی های دربار خوشش نیامد و در آنجا ماندگار نشد. به قسمتهایی از کنسرتو ویلن اپوس 77 که ویلن سلو وارد می شود گوش کنید، برامس این کار موسیقی را به یواخیم تقدیم کرده است، دقت کنید که ملودی های ویلن چقدر بدیع و در زمان خود از بهترین ها بود ه است :
 

متمرکز روی تصنیف موسیقی کار کند، همینگونه هم شد و رکوییم های آلمانی او برای وی شهرت ابدی کسب کرد. اقامت او در وین باعث شد که فرصت اتمام اولین سمفونی خود را نیز داشته باشد، سمفونی ای که حدود 10 سال نوشتن آن بطول انجامید اما سمفونی های بعدی او خیلی سریع به ترتیب در سالهای 1877، 1883 و 1885 به اتمام رسید.

او زیاد سفر میکرد، هم بعنوان رهبر و هم برای تفریح. تابستان فصل مسافرت او به ایتالیا بود، معمولا" نواحی روستایی را برای اقامت انتخاب میکرد تا در آرامش بیشتری بتواند به تصنیف موسیقی بپردازد. او در سال 1890 – که در این هنگام 57 ساله بود – تصمیم گرفت که آهنگسازی را کنار بگذارد. اما نتوانست بیش از یکسال موسیقی را کنار بگذارد پس از آغاز کار مجدد تا هنگام مرگ کارهای زیبایی مانند دو سونات برای کلارینت، چهار قطعه آوازی و … را تهیه کرد.

موسیقیدانانی چون باخ، بتهوون، موتزارت و هایدن از جمله تاثیر گذارترین افراد در تفکر موسیقایی برامس بودند. برامس برای موسیقی فولک آلمان زحمات بسیاری کشید و در مجموع حدود 144 قطعه محلی را برای پیانو و آواز تهیه کرد. او همانند بتهوون علاقه زیادی به راه پیمایی در جنگل داشت و همیشه پول خورد یا شیرینی های کوچک در جیب داشت تا آنها را به فقرا یا کودکان بدهد. او در سال 1897 به علت بیماری سرطان کبد در گذشت.

Feb 20

یوهان برامس از دیگر نوابغ موسیقی آلمان در دوره رمانتیک بود که در سال 1833 در هامبورگ متولد شد. او مانند بسیاری از آهنگسازان بزرگ، ابتدا پیانو را بعنوان ساز خود انتخاب کرد و تصمیم گرفت که یک پیانیست درجه یک شود. خیلی زود با روبرت و کلارا شومن – هردو از موسیقیدانان بزرگ آلمانی – آشنا شد و آنها را بعنوان دوست در زندگی خود پذیرفت. این دو دوست نقش مهمی در پیشرفت موسیقی برامس داشتند و همواره کارهای برامس را می ستودند و از او حمایت میکردند.

او هرگز در نقش یک پیانیست موفقیت قابل توجه بدست نیارود اما از زمانی که در وین شروع به آهنگسازی کرد درآمد خوبی بدست آورد و زندگی نسبتا" خوب و راحتی را برای خود فراهم کرد. با موقعیتی که داشت دختران بسیاری به او ابراز علاقه میکردند اما او نیز مانند بتهوون هرگز ازدواج نکرد، حتی پس از مرگ روبرت شومان با وجود ارتباط نزدیک دوستی و علاقه ای که به کلارا شومان داشت تن به ازدواج با او نداد. به ملودی های زیبای این قطعات گوش کنید :

موسیقی او تحت تاثیر شدید ایده های رمانتیک بود، اما برخلاف گذشتگان هموراه در موسیقی خود محافظه کارانه به ایده های رمانتیک نگاه میکرد و خود را کاملا" در آنها غرق نمی کرد، درست برخلاف افرادی مانند واگنر که موسیقی رمانتیک مهیجی را معرفی کرده بودند. واقعیت آن بود که هنر واقعی برامس کلاسیک بود اما نمی توانست در آن برهه زمانی کلاسیک کار کند.

برامس همواره کارهای خود را نقد میکرد، نقدی بسیار سنگین بگونه ای که تعداد زیادی از کارهای خود را پس از نوشتن پاره میکرد و به دور می انداخت، به همین دلیل کارهای او از لحاظ تعداد محدود اما از لحاظ کیفیت بهترین هستند. معروف است که چند روز پس از آنکه برامس سوناتی برای ویلن و پیانو در دو ماژور تهیه کرد، هنگامی که به همراه یکی از دوستان خود سونات ویلن باخ در همان گام را اجرا می کرد ناگهان خشمگین شد و چنین گفت : "با وجود این ، چه کسی سونات من را اجرا خواهد کرد!" و پس از آن سونات خود را پاره کرد.

در مجموع چهار سمفونی نوشت که جزو بهترین کارهای سمفونیک دنیای موسیقی می باشد، کارهای بسیاری برای کرال نوشد و همچنین قطعات زیادی برای پیانو. کارهایی مانند ویلن کنسرتو در ر ماژور یا پیانو کنسرتو در Bb ماژور او امروزه جزو جدانشدنی رپرتوارهای کنسرت در دنیا می باشد. ملودی بسیاری از کارهای برامس امروزه آشنای گوش مردم جهان بوده و فیلم سازان و خواننده های بسیاری برای کارهای خود از این ملودی ها استفاده میکنند. یکی از مشهورترین این کارها Lullaby هست که در سراسر جهان این قطعه شناخته شده می باشد.

از بزرگی برامس همینقدر کافی است که در موسیقی آلمان – به غیر از خود برامس که این حرف را هرگز قبول نداشت – همواره این سه نام در کنار یک دیگر بکار برده میشوند "باخ، بتهوون و برامس" (که به 3B مشهور شده بود.) برامس در زمینه کنترپوآن بعنوان بهترین دنباله روهای باخ مشهور شد و در ارتباط با فرم موسیقی دنباله روی کارهای بتهوون بود و حتی قسمتهایی نیز به فرم های موسیقی که بتهوون بانی آنها بود افزود.

 

Feb 20

هنگام کامل کردن تصنیف اپوس ۱۲۱، برامس از مریضی سرطان از پا افتاد و در ۳ آوریل ۱۸۹۷ در گذشت . برامس در شهر زنترالفریدهف در وین به خاک سپرده شد.

Feb 20

یوهانس برامس در سال ۱۸۳۳ در شهر هامبورگ آلمان در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی موسیقی را نزد پدرش که نوازنده کنترباس بود فراگرفت.

برامس با ویولونیست‌های مشهوری چون رمنی و یواخیم آشنا شد و در طول این آشنایی بود که رمنی موسیقی محلی مجارستان را به برامس معرفی کرد و تحت تأثیر آن برامس رقص‌های مجار خود را نوشت.

شومان در سالهای آخر عمرش در گاهنامه جدید موسیقی نوشتاری تحت عنوان راه‌های نو راجع به برامس نوشت و او را نابغه اعلام کرد که در نتیجه توجه بسیاری را به آثار او معطوف ساخت . با مرگ کلارا در سال ۱۸۹۶ ضربه مهلکی بر برامس وارد آمد و از این به بعد بود که برامس هرچه بیشتر خود را در آستانه مرگ احساس می‌کرد. تحت تأثیر این احساس بود که برامس باوقارترین لیدهایش به نام چهار آواز جدی و پرلودهای کورال را برای ساز ارگ نوشت.

همان گونه که جریان موسیقی رمانتیک نیمه نخست سده نوزدهم در آثار واگنر به حد کمال خود رسید. هم‌زمان با آن جریان موسیقی رمانتیک –کلاسیک مندلسون و در اواخر شومان در آثار برامس به حد نهایی و کمال مطلوب انجامید. هر دو نابغه بزرگ قرن نوزدهم، واگنر و برامس از نظر سبک موسیقیایی دقیقاً در نقطه مقابل یکدیگر قرار داشتند و در موسیقی آنها به ندرت عوامل مشترکی یافت می‌شود.

بدون شک برامس یکی از برجسته‌ترین آهنگسازان رمانتیک به شمار می‌آید و موسیقی‌پژوهان از سه «ب» در تاریخ، باخ، بتهوون و برامس به عنوان سه آهنگساز بزرگ نام برده‌اند .

یکی از خصوصیات برجسته موسیقی رمانتیک گرایش به موسیقی فولکوریک است و برامس نیز یکی از آهنگسازانی است که به موسیقی فولکوریک آلمانی علاقه شدیدی داشت و در نتیجه بیشتر نغمه‌های سازی و آوازی او رنگ و بوی آهنگهای محلی را دارند.

برامس جوان جند کنسرت عمومی اجرا کرد، اما به‌عنوان یک پیانیست مشهور نشد؛ گرچه بعداَ او در زندگی‌اش نخستین نمایش از پیانو کنسرتو شماره یک در سال ۱۸۵۹ و پیانو کنسرتو شماره دو در سال ۱۸۸۱ را اجرا کرد.

همچنین او شروع کرد تصنیف کند، اما کوششهای او توجه کسی را جلب نکرد، تا اینکه او با ادوراد رم نی در سال ۱۸۵۳ در یک تور، کنسرت را ادامه داد . در این تور اوبا ژوزف یواخیم، فرانتس لیست وبعداَ با آهنگساز بزرگ آلمانی روبرت شومان آشنا شد .

گرچه ادوارد رم نی از کوتاهی برامس نسبت به احترام به لیست دلخور شده بود اما در دربار وایمار، جایی که لیست موسیقیدان آن دربار بود، قطعه سونات B minor را صمیمانه اجرا کرد.

بسیاری از دوستان برامس ذکر کرده‌اند که ادوارد رم نی، شخصیت درباری لهستانی، از برامس جوان انتظار داشت که با تمرینهای عمومی همنوایی کند و مودبانه یک قطعه مشهور را تحسین نماید که برامس در انجام دادن یا ظاهر نشدن هر دو موفق نشد بنابراین با فروتنی تحسین کرد . او به برامس گفت که دوستی آنها باید خاتمه پیدا کند هرچندروشن نبودکه آیا دلیل آن، بی‌احترامی بودکه به لیست شده بود یا چیز دیگری.

به هر حال یواخیم یکی از نزدیکترین دوستان او شده بود، و شومان، با مقاله‌هایش نقش مهمی را در هوشیار کردن همگان برای قطعه هنری که مرد جوان می‌نواخت ایفا نمود و بدینوسیله از برامس جوان پشتیبانی کرد. بنابراین برامس با همسر شومان آشنا شد، کلارا آهنگساز و پیانیست که ۱۴ سال از او بزرگ‌تر بود، با کسی که تمام عمر با او ادامه داد، با هیجانات احساساتی، اما همیشه ارتباط افلاطونی داشت . برامس هرگز ازدواج نکرد.

او در سال ۱۸۶۲ بطور دائم در وین اقامت نمود و کاملاَ تمرکز بر آهنگسازی را شروع کرد. سرانجام برامس یک شهرت قوی را بنا نمود، و به زندگی خود به‌عنوان یک آهنگساز بزرگ نگریست . این ممکن است بالاخره به او اطمینان داده تا تکمیل کننده اولین سمفونی اش باشد. بنابراین از سه سمفونی دیگر برای ترقی پیروی کرد (۱۸۷۷، ۱۸۸۳، ۱۸۸۵) .

برامس سفرهای متعددی کرد، هم برای تجارت (تورهای کنسرت) و تفریح. او اغلب در فصل بهار ایتالیا را می‌دید. و معمولاَ به‌دنبال یک مکان روستایی خرم بود برای آهنگسازی در تابستان.

در سال۱۸۹۰، برامس ۵۷ ساله تصمیم گرفت آهنگسازی نکند. به هر حال معلوم بود، که نمی‌تواند از تصمیمش اطاعت کند. و در سالهای پیش از مرگش تعدادی از شاهکارهایش را تولید کرد، شامل دو سونات کلارینت اپوس ۱۲۰ (۱۸۹۴)، و چهار آواز مهم اپوس ۱۲۱ (۱۸۹۶)

Feb 20

یوهانس برامس (به آلمانی: Johannes Brahms) زاده سال ۱۸۳۳ (میلادی)، موسیقی‌دان بزرگ آلمانی در سبک رمانتیک است . وی در شهر هامبورگ آلمان چشم به جهان گشود و در شهر وین در اتریش ساکن شد . موسیقی‌پژوهان از سه «ب» در تاریخ، برامس، باخ، و بتهوون به عنوان سه آهنگساز بزرگ نام برده‌اند.